السيد موسى الشبيري الزنجاني
4483
كتاب النكاح ( فارسى )
ان قلت : امر اعتبارى وجود عينى ندارد . قلت : نبايد بين دو امر خلط شود . اگر من زيدى كه شجاع است فرض كردم كه أسد است . أسد مفروض من وجود خارجى ندارد ، از اين رو صحت سلب دارد و مىتوانم بگويم زيد أسد نيست و صحيح نيست كه : شيرى موجود شد اما عنوان مفروض الأسديّه صحت سلب ندارد . چون اين عنوان ، امرى واقعى است و ديگر اعتبارى نيست البته به فرض من قائم است ولى مادامىكه فرض من هست صحت سلب ندارد به مجرد اينكه فرض كردم وجود عينى پيدا مىكند ، به مجرد فرض معلول فرض انتزاع مىشود و موجود است از اين رو ، صحت سلب ندارد بله شير واقعى را مىشود سلب كرد ولى شير مفروض ( مفروض الاسدية ) مادام الفرض ، قابل سلب نيست و سلب آن تناقض است . ملكيت هم ممكن است موجود شده باشد و من ندانم و اين مانعى ندارد كه همان كشف حكمى است اما اينكه ملكيت هم وجود داشته باشد كه صحت سلب ندارد و هم وجود نداشته باشد كه صحت سلب دارد اين دو با هم جمع نمىشود و تناقض است . 7 ) روايات مسأله در باب كشف و نقل چهار روايت ما پيدا كردهايم كه برخى مربوط به باب نكاح و برخى مربوط به باب ارث است كه در جلسهء آتى مىخوانيم كه اينها دلالت بر كشف مىكند لكن چون كشف حقيقى در بناى عقلاء نيست از اين رو اين روايات ناظر به كشف حكمى خواهد بود . « * و السلام * »